نتایج جستجو برای عبارت :

عدوست پسر سیمای بارلاس

تحقیق تاثیر مبلمان شهری در نمای شهرتحقیق تاثیر مبلمان شهری در نمای شهرویژگی مبلمان ،انواع مبلمان شهری،مبلمان شهری،سرپناه،اطلاع رسانی ،تغذیه و توزیع ،تزئینی،روشنائی ،نقل و انتقال ،تخلیه و جمع آوری،موانع و راهبند ،نقش مبلمان شهری در هویت و سيماي شهری،نقش مبلمان شهری، سيماي شهر و نیاز شهروندان،مبلمان شهری، معلولان، جانبازان و سالمنداننقش نمادها و نشانه ها در مبلمان شهری،ورزش و مبلمان شهری،تأثیر اقلیم، فضای سبز، مصالح، رنگ  در مبل
انسان نوع اخیر منطقی نیست؛ از این روست که می تواند با توجه به قلب ماهیت انسانی در چهره ها و سيماي چندگانه در آید:سيماي درندگی و سگی: کسی که گرفتار قوه غضب است و قوه دافعه او بر نفس وی غلبه کند، در مرتبه درندگان سقوط می کند؛ خدا می فرماید: کَمَثَلِ الْکَلْبِ اِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ اَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ؛ مانند «مثل» سگ است اگر بر او حمله شود زبان درآورد و اگر رها شود باز زبان در آورد.(اعراف، آیه 176) این فرد ممکن است عالم باشد، ام
زندگی او به گونه ای نبود که حقّی را پایمال کند و ستمی را روا دارد.او خود بهترین نمونهء یک مسلمان بود،مسلمانی که خدا در دو خطّ،سيماي او را تصویر کرده است:«. أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ. بر کافران سختگیر و با همدیگر مهربانند»(فتح:29)وی هرگز کسی را نیازرده بود،تنها یک بار از یک بدوی خشنی – که شانه به شانهء محمّد(ص) می راند و به اندازه ای وحشیانه و خشن می راند که مرکبش به مرکب او  خورد و پای محمّد(ص) را به بسختی به
ای علی اكبر(ع) كه تو محبوب قلب شیعیانی ای علی اكبر(ع) كه تو فخر زمین و آسمانی در كویر بی پناهی بر سر ما سایبانی «ای علی(ع) صولت كه شبه خاتم پیغمبرانی بازوی خیبر گشا داری و حیدر(ع) را نشانی»ماه سيماي تو شد روشنگر هر شام ظلمت    چون علی ابن ابی طالب(ع) تو هستی كوه غیرت مرتضی(ع) خو، مصطفی(ص) سیما و سیرت « یوسف از جان شد خریدار تو در بازار فطرت فطرتت نازم كه هم جانی و هم آرام جانی »ظلمت شبهای عالم، ظلمت موی تو باشد چشمه ی عشق دو عالم زیر اب
آن سوی ِ خواندنسيماي برونی و دیداری خواندن، همان كار و عملی است كه هر كس، نشان ها و نمادهایی را از دریچه ی دو چشم می گذراند و از راه تولید آوا به گفتار در می آورد؛ از این رو، خواندن نتیجه ی كارِ چشم و زبان شناخته می شود.این لایه ی آشكار و ساز و كار برونیِ خواندن است؛ به همین سبب، در آموزش عمومی نیز هنگام خواندن، بر دیدن و گفتن، پا می فشارند. آنچه چشم آن را می بیند، زبان برابرنهادِ آوایی آن را به گفتن درمی آورد.امّا راست آن است كه چشم و زبان، كارگز
بازگشایی دَر (الف) :وبعد . ، وَلَمْ یكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ : لَقَدْ كَانَ فِی یوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آیاتٌ لِلسَّائِلِینَ ، إِذْ (پ) . . سلام علیکم ضمن خدا حافظی با ماه رجب و سلام بر ماه شعبان و تبریک به همین مناسبت ، عرض ! شود که دیشب در خبر (ت) ا اومده بود که :"مساجد"م :"بازگشایی" شد !حالا مگه "مسجد" م مثلا بقول :"چشم انداز" ی یکی از نهادهای مدنی و منجمله ای :ج.اس ! که مثل دیگر نهاد های مدنی منجمله این :"ج.ا" تعطیلی داشته باشه !؟ چه رسه به مثلا تعطیلات نو
  چه آرام می گذرد بر نگاه جویبار شاید سیلاب به جای مانده از تلخی روزگار .بر گذر از ناگذرها ، آرام می گیرد و مدفون میشود در گل و لای . رسوبی که با خود می برد، از نم نمک اشک سرگردان تا واژه های مضطرب و پریشان .جایگاه قبرستانی که سیل قضاوتی تند به هم ریخت پایه های بهارش را .ستونی که خمیده سرپناهی که ویران شده. فزونی آب در گل و لای .دیگر در سيماي شهر به گل نشسته، کودکی شعر باران با ترانه را نخواهد سرودو دست های خسته توان پاک کردن غبار
  چه آرام می گذرد بر نگاه جویبار شاید سیلاب به جای مانده از تلخی روزگار .بر گذر از ناگذرها ، آرام می گیرد و مدفون میشود در گل و لای . رسوبی که با خود می برد، از نم نمک اشک سرگردان تا واژه های مضطرب و پریشان .جایگاه قبرستانی که سیل قضاوتی تند به هم ریخت پایه های بهارش را .ستونی که خمیده سرپناهی که ویران شده. فزونی آب در گل و لای .دیگر در سيماي شهر به گل نشسته، کودکی شعر باران با ترانه را نخواهد سرودو دست های خسته توان پاک کردن غبار
  کاش کولی بودم و آزاد از هر قید و بندیتا سر کوی تو می ماندم به شوق نوشخندیفارغ از بند ریایی دور از چاه غروریچشم هایم بسته بر هر نابکاری خودپسندیرقص رقصان نی نوازان از سر شب تا سحرگاهتا شوم آرامش شام بلند دردمندیدر شکوه آبشاران با صفای چشمه ساراندور تر از هر چه پستی بر سر کوه بلندیرقص با ساز پری رویان مه سيماي کولیبال در بال عقابان دماندی سهندیجویبار قامتی تعمیدگاه چشم هایمهمنشین دست هایم دست های بی گزندی13 خرداد 97     
   کاش کولی بودم و آزاد از هر قید و بندیتا سر کوی تو می ماندم به شوق نوشخندیفارغ از بند ریایی دور از چاه غروریچشم هایم بسته بر هر نابکاری خودپسندیرقص رقصان نی نوازان از سر شب تا سحرگاهتا شوم آرامش شام بلند دردمندیدر شکوه آبشاران با صفای چشمه ساراندور تر از هر چه پستی بر سر کوه بلندیرقص با ساز پری رویان مه سيماي کولیبال در بال عقابان دماوندی سهندیجویبار قامتی تعمیدگاه چشم هایمهمنشین دست هایم دست های بی گزندی13 خرداد 97     &n
تازه ترین کتاب ها در بخش بزرگسالان 1.ذکر اخبار اصفهان 2. ایران در بحران : زوال صفویه و سقوط اصفهان3.فراز و فرود کاشان به روایت دیگران4.مردم شناسی فریدن بزرگ5.سيماي سمیرم :درآمدی بر جغرافیای شهرستان سمیرم 6.آثار تاریخی کاشان 7. نائین : شهر هزاره های تاریخی 
 امروز   به لب های تو آواز ِ سکوت استای آنکه لبت غنچه ی باغ ِ ملکوت استهرصبح، به گلخنده ی سيماي تو ای دوستتا عصرگهان بر لب ِ خورشید، درود استنام ِ من اگر بر دهنت نیست عجب نیستجایی که پراز نغمه ی داوود و سرود استبر چهره ی رخشان ِ تو   گیسوی شلالتگفتم که جهان سوخته درجنگل ِ عود استدنیا همه جان است و جهان سبز و جوان استتا  نام ِ بلندت   به  لب ِ چرخ ِ کبود  استاندام ِ تو برجامه ی جان ، شیوه ی تاراستدستان ِتو برقامت ِ دل حال
روزی پیرزنی نزد وی می آید تا از او چیزی بپرسد؛آن همه خبرها و عظمت ها که از او شنیده بوده است چنان در او اثر می کند که تا خود را در حضور وی می یابد،می لرزد و زبانش می گیرد؛پیغمبر که احساس می کند شخصیّت و شکوه او،وی را گرفته است،ساده و متواضع پیش می آید،به مهر دست بر شانه هایش می گذارد و با لحنی که از خضوع،نرم و صمیمی شده است می گوید: «مادر چه خبر است؟من پسر آن زن قریشی ام که گوسفند می دوشید». بعد احساس و عمق و عاطفه و اندازهء رقّت قلب
بعد نوشت : (الف)بِ . ، الْحَمْدُ لِلَّهِ . . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالضُّحَى ، وَاللَّیلِ إِذَا سَجَى ، مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا . ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، . . سلام علیکماطّلاعات ب : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَ . ، سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ ، . ، وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ ، . . خب ، مطّلع شدی !؟ یا هنوز بلند نشدی !؟ که ببینی در کجای :گام دومقرار داری !؟ ن
گام دانش و پژوهش :به نام اللهِ . . سلام علیکم ، روز جمعتون بخیر و مبارک .قال رسول الله فی :"کتاب الله" : . ، إِذْ (الف) قَالَ یو سُف . . یادآوری : دیروز ، که نه تنها آخرین روز گذشته بود ، و آخرین روز هفته ی گذشته هم بود ، آخرین روز ماه گذشته هم بود ، و همینجا امروز رو که روز اول ماه رجبه تبریک بگم .خب ، سالروز تولد آقا امام محمدبن علی بن الحسین (ب) علیه السلامم هست و بهمین مناسبت هم جای تبریک گفتن داره و تبریک میگم .بله ، دیروز گفتم که یکی دوتا حرف ، که ش
گامِ دانشِ پژوهش :بسم اللهِ . ، مالِکِ . . سلام علیکم ، روز اول هفته بخیر .ماشینِ حساب : : . لَمِنَ الْغَافِلِینَ ، . . خدا بخواد امروز دیگه میریم که بستری بشم ، ان شاءالله که برگشتم مزاحم اوقات شریفتون میشم ، ولی یکی دو نکته رو بدنیست الان بگم .برنامه ای از شبکه ی چهار سیما ی سازمان صدا و سيماي جمهوری اسلامی ایران پخش میشه بنام :معرفتدیروز یه حرف خوبی زد ، گفت اونکه :"علم لدنّی" بهش داده شده چی !؟ مثلا به تعبیر من خبر داره !؟نکته ای که برام مسئله ش
تحلیل مجتمع مسی 600 دستگاهدسته بندیمعماریفرمت فایلpptحجم فایل10.136 مگا بایتتعداد صفحات17برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنیددریافت فایلحفظ مقیاس انسانی، نقش مجموعه در سيماي شهری، بررسی توده و فضاهای مجموعه 512 دستگاه، درجه بندی معابر اطراف مجموعه، ویژگی کالبدی مجموعه، تفکیک خصوصی و نیمه خصوصی، بررسی پلان
بازگشت به خانه :بِسمِ اللهِ . إِنِّی رَأَیتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَر . . سلام علیکم ، روز بخیر (الف) .خدا بخواد امروز به خانه برمی گردیم !بعد پانزده روز که :خونه رو هم بیمارستان می بینم !که سه روزم اونجا بستری بودم و عمل کردم ! چه عملی ! اون دختره گفت یه عمل سادس ! منم گفتم میریم بیمارستان و عمل میشه و نهایتشم یکی دوروزی تو بیمارستان می مونم و بقولی : تمام !در حالیکه بقولی عمل :"آسان نمود اول" ! ولی :"افتادمشکلها" ! خصوصا هفته
یک و فقط یک . .وَ أمّا . نَحْنُ عُصْبَةٌ . . سلام علیکم ، صبح بخیر .  اشاره : بعد از بازگشایی رومه ها ، رومه ی :"جرثومه" ای نوشت :میشه دیگه سوپرمن بازی در نیارید !؟حالا بمونه (الف) ، چراکه نه !؟ منتها :در نیارید !؟یا :نیاریم !؟مثلا در خبرای دیروز ، صرف نظر از وارد میدون شدن بعضیا ! مثل :فرماندهقوه ای از قوا ی این :ج.افیلمیم نشون داده شد از :فرماندهای در این :ج.اکه وارد میدان می شود !پرسش (ب) : از :"فرمانده" مساجد (پ) که نه ! بلکه :مسجدچه خبر !؟ (ت)والسل
تولیدِ دانش پژوهش :بِسْمِ اللَّهِ . ، إِیاكَ نَعْبُدُ وَإِیاكَ نَسْتَعِینُ (الف) ، . . سلام علیکم (پ)توضیح موضوع بحث : برای توضیح اول یادی بکنم از قرمایشی که نقل شده از مولود سیزده رجب و مولود کعبه که فرموده :من نقطه ی بِ ی بسم الله . .هستم ، خب ، یه وقت این معناش نقطه ای هست که :"ب" داره ، که در رسم الخط این نقطه رو نداشت و بعد گذاشته شد .یه وقتم بحساب مثلا "أبجَد" معناش نقطه ی دومه ! حالا نقطه ی اول چی !؟ یعنی کیه ؟ بمونه .فقط باز بد نیست یادآوری کن
سيماي درخشان خاتمی و وعده‌های بر زمین مانده هنوز در خاطر عده‌ای از مردم یزد نقش بسته و نقل بعضی مجالس و محافل شده است که مرحوم حاج علی‌اکبر ریسمانیان تاجر مسلمان و خیر یزدی (1325-1267 شمسی) وسیله پارچه‌بافی دوران جوانی خود را کنار حجره خویش در بازار یزد گذاشته بود تا هر روز آن را ببیند و فراموش نکند با چه وضعی روزگار می‌گذرانیده و چون خواست پروردگار بر این تعلق گرفته به ثروت و مکنت دست یابد مستضعفان و ناتوانان شهر را درنظر داشته
«1» تو معنی آیه های قران هستی تو روح دعا و اصل ایمان هستیدریاب مرا كه سخت بیمارم من ای آن كه طبیب دردمندان هستی «2» تو یوسف نسل پاك زهرا(س) هستی تو نوح ترین ناجی دنیا هستی صد بار اگر كه ما بمیریم چه غم زیرا كه تو استاد مسیحا هستی «3» آئینه ی حق نماست رخسار حسین(ع) آیات خداست جمله گفتار حسین(ع)چون زنده شد اسلام ز ایثار حسین(ع) اسلام الی الابد، بدهكار حسین(ع) «4» نور ابد و ازل حسین (ع)است حسین(ع) در سعی و عمل، مثل حسین(ع) است حسین(ع)
امام مهدی کیست؟امام مهدی کیست؟ وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام مهدی(عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپر
 به یاد استاد «صادق صندوقی»، به پاس بارها هم دمی و هم افق شدن چشمان!  از هم افقی چشمان گفتم؛ نمی دانم چرا، ولی بر ذهن نشست و بر زبان روان شد و قلم هم آن را نگاشت. امّا هرچه هست، دو چشم، روزنی به تاریکنای وجودی هر کس هستند. شاید به سبب این که هر انسانی، نخست از راه گوش و سپس از راه چشم، دنیای ذهن و فکر و اندیشه و خیال خود را به سامان می آورد. چندان هم بی راه نیست؛ گویی چشم، بیشینه ی سراچه ی ذهن را در چنبره ی خود دارد و بنیاد سواد آموزی و س
داستان اطّلاعات :بِسْمِ اللَّهِ . ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ . سلام علیکم .یادداشت : فعلا اینو داشته باشیم که دیشب در :"گفتگوی خبری" شبکه ی دوی سيماي سازمان صدا و سيماي جمهوری اسلامی ایران ، گفته شد :پیاز مگه واجبه !؟ یه هفته نخوری. .لابدم :"مستند" به :"قرآن" ! "قرآن"ی که گوینده در دست گرفته بود و برا چیزایی از اون آیه میاورد ! که با اون :"چیز" ا فعلا کاری ندارم ! که چهل ساله همین گوینده
داستان اطّلاعات :بِسْمِ اللَّهِ . ، صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ . سلام علیکم .یادداشت : فعلا اینو داشته باشیم که دیشب در :"گفتگوی خبری" شبکه ی دوی سيماي سازمان صدا و سيماي جمهوری اسلامی ایران ، گفته شد :پیاز مگه واجبه !؟ یه هفته نخوری. .لابدم :"مستند" به :"قرآن" ! "قرآن"ی که گوینده در دست گرفته بود و برا چیزایی از اون آیه میاورد ! که با اون :"چیز" ا فعلا کاری ندارم ! که چهل ساله همین گوینده
 قصه صوتی سوت سوتک من کجاست؟ با صدای مریم نشیباعلی کوچولو یک روز که از مدرسه آمد دایی اش به خانه آنها آمده بود. علی دایی اش را خیلی دوست داشت.دایی برای علی یک سوت سوتک خریده بود. وقت دادن هدیه ،دایی از علی قول گرفت که وقت استراحت بزرگتر ها سوت نزند. نزدیک سال نو بود و مادر علی مشغول خانه تکانی عید بود. علی به سراغ سوتش رفت اما سوت سرجایش نبود.داستان"سوت سوتک من کجاست؟" با اجرای خانم مریم نشیبا در صدا و سيماي جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده
 قصه صوتی رعایت کردن نوبت با صدای مریم نشیبامحمدحسن مثل همه بچه ها خوب ومهربون بود. مادر محمد حسن قصد داشت برای خریدن نان برود.محمدحسن به مادرش اصرار کرد که تنهایی برای خرید نان برود. نانوایی خیلی شلوغ بود و محمدحسن رفت و جلوی صف ایستاد. این برنامه در ایام پایانی سال پخش شده است.داستان"رعایت کردن نوبت" با اجرای خانم مریم نشیبا در صدا و سيماي جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.این قصه از سری قصه های صوتی شب بخیر کوچولو با صدای زیبای مری
 قصه صوتی کارخوب سجاد کوچولو با صدای مریم نشیبامادرسجاد کوچولو خیلی خرید داشت .اونها می خواستند همه با هم به بازار بروند.آنها مسیر را با اتوبوس رفتند. توی مسیر یک خانم با بار زیاد وارد اتوبوس شد. جایی برای نشستن نبود اما سجاد از جای خودش بلند شد تا خانمی که بزرگتر بود و از خرید بر می گشت بتواند بنشیند.داستان"کارخوب سجاد کوچولو" با اجرای خانم مریم نشیبا در صدا و سيماي جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.این قصه از سری قصه های صوتی شب بخی
حفاظت اطلاعات :بِسْمِ اللَّهِ . ، الْحَمْدُ لِلَّهِ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَاللَّیلِ إِذَا یغْشَى ، . ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، . . سلام علیکم . ضمن شب بخیر به دختر خونه ، عرض شود که پس از :"دورهمی" :پنج ! نفره ای که داشتیم و مکتوب ، یعنی نوشته شده ، شد ، ضمن اینکه بجز آن دو نفری که گفتم ، از مابقی محفوظ داری ، یه زحمت دیگه هم بهت می خوام بدم .اخیرا مطلبی در رومه ی موسسه ای مطلب :"منتشر" شد ، که قبلا
مرتضی کلانتریان، حقوقدان و مترجم سرشناس ایرانی که چندین اثر ارزشمند از جمله «قراردادهای اجتماعی» ژان ژاک روسو را ترجمه کرده است، درگذشت.روز یکشنبه 12 خرداد، ابتدا برخی رسانه‌ها اعلام کردند که این مترجم 87 ساله ایرانی خود را از پنجره منزلش در محله بهجت‌آباد تهران به پایین پرت کرد اما چند ساعت بعد، پسر آقای کلانتریان خودکشی پدرش را تکذیب کرد و گفت: «پدرم خودکشی نکرده و درگذشت او به علت اختلالات حرکتی و عدم تعادل جسمی در کنترل
گاهی اوقات پیش می آید که هنگام پخش برنامه تلویزیونی مورد علاقه مان ، در راه منزل یا محل کار ، مترو ، تاکسی و خلاصه در جایی هستیم که دسترسی به تلویزیون نداریم و از طرفی بی صبرانه منتظر پخش برنامه ، سریال، مسابقه فوتبال و . هستیم . در این شرایط تنها راه تماشای برنامه مورد علاقه مان استفاده از پخش زنده صدا و سیماست ، که به کمک آن می توانید پخش زنده تلویزیون را داشته باشیم و همزمان فیلم یا سریال مورد علاقه مان را دنبال کنیم و از تماشای یک ب
وَ (الف) :بِسْمِ اللَّهِ . ، الْحَمْدُ لِلَّهِ . وَإِیاكَ . ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، . . سلام علیکم چه خبر !؟ از سر کار !؟خب دیروز که تا بعد از ظهر که بری سر کار خونه بودی ، بیرون نرفتی که بگم خودت رفتی .گفتم شاید سر کار که رفتی خبر داشته باشی ! یعنی با خبر شده باشی ! خب از :نمایندهی خودتون دیگه ! شاید هنوز برنگشته باشه ! که :پیامرسانی کنه ! و امروز برگرده ! خب ، فردا خبر می گیریم .آخه منکه کاری هنوز پیدا نکردم که :"بهار"یم دا
لقب عجیب و جالبی که مجری زن مشهور برای خود انتخاب کرد!
 


لقب عجیب و جالبی که مجری زن مشهور برای خود انتخاب کرد!
 ،
قصد داریم از مجری صحبت کنیم که چند سالی است بازنشسته شده است. بعد از سال‌ها فعالیت در رادیو و تلویزیون به عنوان مجری و گوینده، بیشتر او را به واسطه اجرای برنامه‌های خانواده می‌شناسیم. شعله قهرمانی که متولد یاسوج است و از اواخر دهه شصت کارش را در صدا و سيماي یاسوج شروع کرده، یکی از مجریان خوب تلویزیون بود که طبق معیار صد
 پیرو کاربری اطلاع رسانی سیستم اطلاع رسانی یکپارچه برنا رسانه و روابط عمومی الکترونیک دیجیتال ساینیج برنا رسانه در تمامی مجموعه های سازمانی، بیمارستانی، خصوصی با توجه به اینکه دیجیتال ساینیج برنا رسانه در زیر مجموعه های مختلف سپاه از جمله بیمارستان و دانشگاه بقیه الله نصب و راه اندازی شده نرم افزار به بیمارستان شهدا اصفهان واقع در سپاهان شهر نیز جهت اطلاع رسانی از این نرم افزار در نقاط مختلف بیمارستان بهره برداری کرد  .مدیریت فن
 آن خدائی که من به او معتقدم،خدائی است که پیامبر بزرگش،پیامبر شمشیر است و به قول رودنسون:«پیامبرِ مسلّح» است(البته او به عنوان حمله به پیغمبر،این وصف را می آورد،ولی من به عنوان افتخار!).البتّه پیامبر من مثل پیامبر مسیحیّت کاتولیک رومی نیست که میان ظالم و مظلوم،آقا و برده،استعمار روم و استعمارزدهء فلسطین،پیام عشق و محبّت تبلیغ کند و با چند تا نصیحت – که فقط به درد موضوع انشاء می خورد – در برابر امپراطوری وحشی و نظامی جهان،بخ
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Kevin Misty آزاد انديشي free mind تبليغات تراشکاري قاسمي Angela مرجع مقالات رسمي لوازم آرايش و عطر دانلود آهنگ جديد عاشقانه Julio Greg