نتایج جستجو برای عبارت :

روش ضد عفونی خونه

متن آهنگ آهای ایران آهای خونه غلامرضا صنعتگربی سایه بون تو آفتاب…بی چتر زیرِ بارون!ابری تر از بهار و شرجی تر از تابستون!هر جا میرم باهاتم…دلتنگِ کوچه هاتم!ای خاکِ خاطراتم؛ تقویم بی زمستون!آهای ایران آهای خونه! دلم میگه و میلرزه…برم هر جای این دنیا؛ به دلتنگیش نمی ارزهآهای ایران آهای خونه! دلم میگه و میلرزه…برم هر جای این دنیا؛ به دلتنگیش نمی ارزههم غصه با تو دیدم…هم شادیاتو دیدماز جنگلای گیلان؛ تا گریه های کارونمن قلبمو سپ
اون لحظه که توی آسانسور داری میای بالا ک بری خونه و بوی قرمه سبزی همه جا‌پیچیده برادرزاده ام مهد میره ولی اصلا سر کلاس نمیشینه،تازگیا خبردار شدیم انقد رفته پیش مدیر مهد نشسته، جزو پرسنل دفتری شده،به عنوان رابط وقتی پدر مادرا میان دنبال بچه هاشون،ایشون میره بچه ها رو صدا می کنه،با مدیر مهد بانک هم میرهو در عین ناامیدی میگی عمرا از خونه ما باشه و پاتو میزاری خونه میبینی قرمه سبزی دارین
دیروز 6 آذر تولد یکی از برادرام (بهرام) بود و از اونجایی که من هنوز در دوران نقاهت بعد از جراحی تعویض مفصل لگن هستم و همچنان بیشتر ساعات روز رو در تخت خواب، تاق باز خوابیده ام و نمی‌تونم زیاد بشینم و راه برم و پله بالا و پایین برم، قرار شد که تولدش رو خونه ما بگیره که تنوع روحی برای مامان هم بوجود بیاد.13 آذر هم تولد خانوم بهرام (حمیرا) هست و چون مادر حمیرا هم پا درد داره، درنهایت قرار شد بهرام اینا دو تا تولد بگیرن یکی خونه ما برای خودش و خانومش
دیروز 6 آذر تولد یکی از برادرام (بهرام) بود و از اونجایی که من هنوز در دوران نقاهت بعد از جراحی تعویض مفصل لگن هستم و همچنان بیشتر ساعات روز رو در تخت خواب، تاق باز خوابیده ام و نمی‌تونم زیاد بشینم و راه برم و پله بالا و پایین برم، قرار شد که تولدش رو خونه ما بگیره که تنوع روحی برای مامان هم بوجود بیاد.13 آذر هم تولد خانوم بهرام (حمیرا) هست و چون مادر حمیرا هم پا درد داره، درنهایت قرار شد بهرام اینا دو تا تولد بگیرن یکی خونه ما برای خودش و خانومش
دو هفته هست که مامانم میگه بریم خونه برادرا و خواهرم برای تشکر از زحماتی که در مدت بیماری من کشیدن. نمیدونم چرا ولی اصلا حال و حوصله اینکارو ندارم. هر بار به یه دلیل و بهانه ای به آینده انداختم اینکارو. امشب برادر کوچیکم اومد خونمون و گفت دارن میرن خونه برادر بزرگم یه سر بزنن، مامانم هم گفت پس ما هم میایم.خلاصه که امشب اولین مهمونی بعد از جراحی تعویض مفصل لگن، رفتم خونه برادر بزرگم. یه مهمونی معمولی، خودمونی و کوچیک، به صرف بستنی و میوه و
مامانبزرگم بیمارستانهبابام گفت برای هرچیزی اماده باشیمخونه رو جمع کنمداییم زنگ زده و برادر خانومشو برادر زاده هاش خونه مادربزرگم رو تمیز کنند.مامانم داره سبزی پاک کی کنه و گریه می کنهحال هممون خوب نیستداییم معده و روده هاش به هم ریختهمن همش میخوابم و معده ام درد می کنه.دایی بزرگم همش راه می رهصدای خوندن مامانم توی گوشمه
هفته دیگه مرخصی استعلاجیم تموم میشه و باید برم سر کار. از اونجایی که هنوز کامل بهبود پیدا نکردم و الان تو خونه بعد از یک ساعت نشستن، میرم روی تخت دراز می کشم، نگران این هستم که وقتی میرم سر کار و از نشستن خسته میشم، تختی برای دراز کشیدن نیست و اگر بخوام برای استراحت دراز بکشم باید برم نماز خونه اداره. اولا که نمازخونه اداره بالا پشت بوم اداره ساخته شده و تا طبقه 5 با آسانسور باید برم و از اونجا حدود 20 تا پله داره تا نماز خونه و بعدشم اینکه نماز خ
امروز دوبار دم دوتا خونه دعوا کردممیخواستم بگم خیلی قوی و ترسناکمهیچ کس نمی تونه به قیصری چون من نزدیک بشهجوجه هاشو چپ نگاه کنه.دوبار دعوای خیابونی ،در یک روز.اصلا مال این حرفها نیستی تو.همون دم خونه اول نزدیک بود بزنی زیر گریه.در خونه دومی میخواستی مادر پسره رو بغل کنی و از شرارت همه بچه های بدجنس محل بگی، که درکش میکنی پسرش چقدر نحس و مزخرفه.اینا هم تقصیر تو نیست.حتی میخواستی به پسر بد بگی پسرم اینقدر بدجنس نباشخوب بودن خیلی راحت
دیشب باز خونمون تولد بود. تولد خواهرم 7 مهر و تولد همسرش 27 آبان و تولد دخترش 7 آذر بود اما اونها هم به دلیل جراحی من، تولدشونو نگرفته بودن. الانم که حدود دو ماه هست که من در دوران نقاهت بعد از جراحی تعویض مفصل لگن هستم و نمیتونستم برم خونه اونها و اونها هم می خواستن که برای من و مامان تنوع روحی بشه، تولدشون رو خونه ما برگزار کردن و از طرف دیگه هم برای اینکه من و مامان زیاد اذیت نشیم هر سه تولد رو با هم گرفتن.همه چیز رو آوردن خونه ما و جاتون خالی شا
این مدت که به دلیل کرونا خیلی تأکید می‌کنن برای توی خونه موندن و یه سری از شغلا هم دورکاری یا شیفتی شدن، خیلی از اطرافیان یا حتی از تلویزیون و اینستاگرام میشنوم که "خسته شدیم"، "حوصلمون سر رفته"، "کلافه شدیم"، "برای اینکه حوصلتون سر تره فلان کنید و ".به نظر من، واقعأ مردم دهن‌بین و کوته‌فکری هستیم. من مهر 98 جراحی تعویض مفصل لگن انجام دادم و 4 ماه استعلاجی بودم و تو این 4 ماه جمعأ شاید 6 بار از خونه بیرون رفتم اون هم برای ویزیت دکتر. نه حوصل
یه بار اومدم خونه و دیدم مودم روشنه و وای فایشم کار میکنه اما من نمیتونم وصل بشم. رفتم وای فای گوشیمو خاموش و روشن کردم دیدم ازم پسورد میخواد. پسورد و زدم دیدم قبول نمیکنه. با بقیه دستگاه های خونه هم تست کردم دیدم اونا هم مشکل پسورد دارن. کابلی وصل شدم به مودم و دیدم پسورد وای فایمون عوض شده، پسورد قبلی رو گذاشتم و وصل شدیم و یک ساعت بعد دوباره همون اتفاق. تا شب سه چهار بار من پسورد وای فای و عوض کردم و دیدم هربار تغییر میکنه. فهمیدم یکی وصل
رفتم دکتر م? گم سِكسكه ام بند نم? ?اد !!نامرد ?ك دختر بدون آرا?ش نشونم داد !از ترس سِکسكه ام بند اومد اما ا?ن از ترس خوابم نم? بره !!!یک معمای خیلی جالب:سه تابچه تو خونه بودناولی عشق نام داشتدومی محبت نام داشتو سومی دوستت دارم بودیک روز پدرشان عشق و محبت رابه بازار بردحالا بگو کی خونه مونده؟؟؟؟نشنیدم بازم بگو؟واقعاً؟!!!!!كاش میشد وقتی "دوس دخترت" خیلی خوب و مهربون و خوش اخلاق شده.بهش تافت بزنی همونجور بمونه.هعییی کاش.
شیر ظرفشویی خونه یک هفته بود که چکه میکرد. امروز مامانم زنگ زد به تکنسین شیرآلات و طرف اومد خونه برای تعمیر.منم پای لپ تاپ بودم و داشتم فیلم دانلود میکردم. طرف به مامان گفت اگه امکان داره کابینت زیر ظرف شویی رو خالی کنید. مامان شروع کرد به خالی کردن کابینت. طرف اومد بیرون از آشپزخونه و دید من نشستم پای کامپیوتر، رو کرد به من و گفت به مامان کمک کنید تا کابینت و خالی کنه.از جام بلند شدم و رفتم سمت آشپزخونه اما به طرف گفتم، من نمیتونم به مامان کمک ک
دانش و کار ! (الف) : بِسْمِ اللَّهِ . ،ألْحَمْدُ لِلَّهِ . ، إِذْ قَالَ یوسُفُ لِأَبِیهِ یا أَبَتِ إِنِّی . ، قَالَ یا بُنَی لَا تَقْصُصْ . ثُمَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یعْدِلُونَ ، . . سلام علیکم امروز می خوام یه چیزی بگم ! بگم !؟ نه فقط از فرانسه ها ! که هرچی بگم فرقی نمی کنه ! خب برا اینکه صرف : نظر از اینکه جلیقه :"زرد" ا ! ش رفتنو و هنوزم گویا می خوان باز برن تو خیابون ! و گویا بقول آقا امام حسن ثانی علیه السلام :"خونه" ندارن ! که برن اونج
خب همچنان همون فاطمه ی خوشبختم و فقط اومدم وضعیت الانم رو تصویرسازی کنم. یه بعدازظهر خیلی معمولی در یک روز بهاری که تا لنگ ظهر خواب بودم، چون شوعره کارش زیاده خب کمتر دیدمش این چند روز و بیشتر بچه ی مامان و بابا بودم حالا امروز ولی خونمون هستم و خونه ایکه بمب ترکیده! روی میزها پر از وسیله و روی مبل لباس و رخت آویز پرلباس! و چون پرنده هارو دم در نذاشتم الان تراس کثیففففففه کثیفه! اینم اضافه کنم خونه جارو نزده شده و حرفی باقی نمی مونه جز بهم ریختگ
مجموعه: مطالب طنز و خنده دارجوک خنده دار خانه تکانی چرا خانه تکانی را مردها باید انجام دهند؟ طبق تحقیقات؛ خطر تمیز کردن خانه با استفاده از مواد پاک کننده برای ریه ن به اندازه کشیدن روزی 20 نخ سیگار است اما تاثیری بر ریه مردان ندارد. قابل توجه آقایون فراری از خونه تی، به فکر سلامتی همسرتون باشید طنز خانه تکانی عید نوروز شعر مخصوص خونه تی آقایونمی تکانم خانه را چون زلهچون که خانم، کرده اینک ولولهگفته پوستت میکنم
گروه پیشگامان برترموضوعی که امروز می خوایم راجع بهش صحبت کنیم یه زنگ خطره تا یه مشکل جدییه اتفاقی که ممکنه باهاش رو به رویی داشته باشین تفاوت زیاد درصد خونه و سر جلسه ی آزمونتون هست، یعنی درصدتون توی خونه نسبت به جلسه ی آزمون زیادتره که اتفاقا تفاوتش هم کم نیست زیادهدلیل اوی می تونه مربوط به تسلطتون باشه یعنی می تونین توی خونه با هر شیوه ای شده خودتون رو به جواب برسونین ولی با توجه به شرایط سخت سر جلسه ی آزمون استرس و کمبود زمان نمی تونین این
همون شب ولنتاینتو سالن بودممیخواستم برم خونهکه مربیم صدا زدکجا میخوای بری؟گفتم خونه.تازه نیم ساعت گذشتهگفت وایسا کار کنگفتم نهگفت وایسا بت میگم(لامصب یه جذبه ای داره.البته بیشتر بخاطر احترام بودا)وایسادم گفتم بابا من قرار دارما.امروز ولنتاینههمه ترکیدن از خندهفک میکردن شوخی میکنمدر حالی که نمیتونم خنده مو کنترل کنم گفتم نخندین بخدا با دوستم قرار دارم گفتم نیم ساعت پیش میامدیر کردم نگران میشهاخرشم 45 دیقه دیر کردم به لطف مربی عزیزم.
چند ماه پیش تصمیم گرفته بودم توی خونه دف تمرین کنم. چند هفته ای هم با پشتکار انجام دادم اما بعدش مدام کارهای مختلف پیش اومد که تمرین دف امروز و فردا شد و تقریبأ دو ماه هست که باز دوباره دست به دف نزدم.امیدوارم سال جدید این تعلل صورت نگیره و واقعأ تو خونه تمرین کنم.یکی دیگه از کارهایی که شروع کرده بودم به انجامش و اون هم دچار تعلل شد یادگیری زبان آلمانی بود که خیلی وقته سراغش نرفتم و همون لغتایی هم که یاد گرفته بودم از یادم رفت.شما چه کارهایی رو
مجموعه: مطالب طنز و خنده دار خانه تکانی عید طنز تا حالا به خونه تی مردا دقت کردید.مرد می خواد شیشه تمیز کنه. مرد: عزیزم اون چهارپایه رو بیار عزیزم رومه بده بهمعزیزم شیشه شورو بده دستمعزیزم کمک کن برم بالا.عزیزم چهارپایه رو بگیر نیوفتم.زن : عزیزم گمشو بیا پایین خودم پاک میکنم  شعر طنز خونه تی از امشب در سراسر کشور تا شب عیدشام نهایتا نیمرو خانوما کلی خونه تی کردن،تا یک ماه جرات داری
دانلود آهنگ جدید ای داد ای داد شدم خونه خرابت ای یار از علیرضا بهرامیدانلود آهنگ جدید علیرضا بهرامی بنام ای یار از ترنج موزیکDownload  Music Alireza Bahmani – Ey Yarبرای دانلود آهنگ ای داد ای داد شدم خونه خرابت ای یار به ادامه مطلب بروید …متن آهنگ جدید علیرضا بهرامی بنام ای یار :لک زده این دلم برات یکاری کن عشقمچیزی به جز تو این روزا نمیاد به چشممشوخی نکن با قلب من دیگه دل ندارمبه شوخیم شده نگو تنهات میذارم?????ای داد ای داد شدم خونه خرابت ای یارحیرونم
تصمیم دارم یه کم که شرایطم بهتر شد و میتونستم طولانی مدت بشینم و راه برم، برای تشکر برم خونه خواهر و برادرام و بقیه فامیل که در مدت بیماری و بستری بودن من در خونه به دیدن من اومده بودن و جویای احوالم بودن.و اگر بشه میخوام گیاه و گلدون بخرم و بابت تشکر با خودم گیاه ببرم برای فامیل. البته چون نمیتونم خیلی برم بیرون میخوام اینترنتی سفارش بدم.بنظرم بردن یه گلدون برای دیگرون به عنوان هدیه یه کار زیبا و دوست داشتنیه و تصمیم دارم از این پس همینکارو ب
مجموعه: مطالب طنز و خنده دارجوک خنده دار خانه تکانی چرا خانه تکانی را مردها باید انجام دهند؟ طبق تحقیقات؛ خطر تمیز کردن خانه با استفاده از مواد پاک کننده برای ریه ن به اندازه کشیدن روزی 20 نخ سیگار است اما تاثیری بر ریه مردان ندارد. قابل توجه آقایون فراری از خونه تی، به فکر سلامتی همسرتون باشید طنز خانه تکانی عید نوروز شعر مخصوص خونه تی آقایونمی تکانم خانه را چون زلهچون که خانم، کرده اینک ولولهگفته پوستت میکنم
یکی از خوردنی های مورد علاقه من کرپ و وافل داغ و تازه هست مخصوصا اگر با نوتلا باشه.از اولین باری که کرپ خوردم، دوست داشتم یاد بگیرم و خودم مدام درست کنم و بخورم. اما قبلا اونقدر سر کار خسته میشدم که حال و حوصله آشپزی و پخت و پز و نداشتم. جدای از حال و حوصله اصلا توان جسمی کار تو خونه رو نداشتم. سر کار واقعا خسته میشدم. این مدت که تو خونه بودم و دوران نقاهت بعد از جراحی تعویض مفصل لگن رو میگذرونم، حالا که یه کم رو به راه شدم، امروز کرپ درست کردم.و
دیشب جاتون خالی داشتم یه لواشک ترش وخوشمزه میخوردمانداختمش تو رب اناراینقد ملچ ملوچ کردمیه تیکه ترشش رفت لای دندونم خیلی ترش بودبعدش یه آلوچه ترش،نمک زدم شور شد خیلی ملس وخوشمزه شدمدیونید اگه فکر کنید خواستم دهنتونو آب بندازم زنگ خونه رو دیشب ساعت 3 زدن.برداشتم میگم :کیه؟؟؟یکی بلند داد زد: حاااااااااااااااااااامد پهلاااااااااااااااااانهگوشیه دوس دخترمو گرفتم رفتم تو مخاطبینش گفتم رضا کیه گفت دوست اجتماعی، گفتم جواد کیه گفت همکلاس
دانلود آهنگ جدید غمگین هوروش بند به نام دلم پریشونه 98  دانلود آهنگ جدید غمگین هوروش بند به نام دلم پریشونه 98متن کامل آهنگ جدید هوروش بند بنام دلم پریشونهمن پای پیاده کنار ساحل صدای بارونمن کور بشم ای کاش دل و چشامه خاطره هامونهی یادت بیادش میذاشتی با عشق سر روی شونمتو صدام میکردی بهت میگفتم دردت به جونمدردت به جونممثل موهات دلم پریشونه آخه بی تو چطور برم خونهچشامو تا کی گریه بلرزونه پس تو کجایی  Download New Music  Hoorosh Band – Delam Parishoonehمث
دانلود آهنگ باران گریهدانلود آهنگ باران به نام گریهDownload Music Baran Called Geryeh320 128متن آهنگ باران گریهنه با دلگیری و نه غم نه با غصه نه با سردیازت میخوام به این خونه مثه یه مرد برگردینباید گریه میکردم که عشقو بی اثر میکردهمین حال بدم از تو منو دورتر میکردنباید گریه میکردم که این آرامشم باشهکه حتی دونه های اشک توی آرایشم باشهنه با دلگیری و نه غم نه با غصه نه با سردیازت میخوام به این خونه مثه یه مرد برگردینه با دلگیری و نه غم نه با غصه نه با سردیازت م
چیکن کیف یا مرغ سوخاری روسی که با کره طعم فوق العاده ای خواهید داشت ، مرغ سوخاری از خوراکی های خیلی خیلی محبوب و خوشمزه اس که میشه هرزگاهی توی خونه درست کنیم ، این مدل غذاها اگه توی خونه و با مواد اولیه تازه تهیه بشه خیلی خیلی بهتر از موارد رستورانی و فست فودیش هست و شاید حتی خوشمزه تر هم درست کنید. ادامه مطلب.
تهیه ی رب انار تو خونه این روزا خیلی ساده ست، قبلنا که این وسایل برقی نبوده خداییش سخت بوده ولی الان دیگه دستگاه مخلوط کن در هر خونه ای پیدا میشه و راحت میشه باهاش آب انار رو بگیرید، سخت ترین مرحله ی رب انار، دون کردن اناره که اونم اگر با دوستی، خواهری، همسایه ای، بشینید هم انار دون کنید هم گل بگید و بشنوید خیلی زود تموم میشه خیلیم خوش میگذره ادامه مطلب.
اینکه چرا من مجبور شدم به انجام جراحی تعویض مفصل لگن، دردی بود که طی یکسال گذشته تقریبأ میشه گفت به صورت مداوم در لگنم داشتم.مراسم خاکسپاری عموم که رفتم بخاطر ایستادن طولانی لگنم درد گرفت و مراسم سوم و هفتم و . رو نتونستم برم.عید سال 98 هیچ کجا عید دیدنی خونه فامیل و اقوام نتونستم برم چون لگنم درد می کرد.سر کار وقتی بیشتر از یک ساعت ممتد روی صندلی میشستم لگنم درد می گرفت.فاصله بین خونه و محل کارم حدود دو ساعت هست و صبح ها بخاطر اینکه توی ترافیک
از مسجد چی باقیمانده !؟بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، . . با سلام و ضمن وقت بخیر ، امیدوارم نیم هفته ی خوبی رو پشت سر بگذاریم و باز بیاد ماندنیم باشه ان شاءالله تعالی ، الم ،  غُلِبَ . .:"بقول پدر" (الف) ، وقتی که دید گفتم :از مسجد چی باقیمانده !؟میشه تو خونه هم حرف زد و گفت :. ، إِیاكَ نَعْبُدُ وَ . . که حرف ما ! قبل از تو خونه هم ، که با خودمون حرف می زنیم ، هم همینه !خب ! بقولش :"از خونه چی باقیمونده !؟" !؟ حالا :از ما ! چی باقیمونده !؟ بمو
بهترین نکات نظافت منزلهمیشه، از همون اولش، نظافت منزل یکی از بزرگ ترین دغدغه های انسان ها بوده! چون انسان ها مجبورن که توی یک خونه زندگی کنن. اما این خونه چون جای آسایش و آرامش و امنیته، باید تمیز باشه. اگر نیازی به تمیز و امن و راحت بودن خونه نبود، انسان ها می تونستن به راحتی توی غارها زندگی کنن و اجاره هم ندن!! اما حالا که خونه رو انتخاب کردیم، باید بهش هم برسیم. بنابراین برای نظافتش، باید بهترین نکات نظافت منزل رو بدونیم.  باربری تهرانپ
چند وقتی هست که برای پایش بیماران کرونا، سایتی راه اندازی شده که افراد باید برن توش و اطلاعات خودشونو ثبت کنن. تو طول این مدت چندین بار وارد سایت شدم اما نتونستم ثبت نام کنم. هر بار که می خواستم تاریخ تولدم رو بزنم سال تولد رو نمیتونستم وارد کنم و بنابراین نمیتونستم وارد سایت بشم.نهایتأ خواهرم با سیستم خودش وارد شد و تونست برام ثبت نام کنه و با توجه به علایمی که داشتم و پاسخایی که دادم بهم پیغام دادن که با مرکز سلامت منطقمون تماس بگیرم. آخه من
شام خونه ی خالم دعوت بودیم. همه اومده بودن. خونه حسابی شلوغ شده بود. بحث کار شده بود. هر کسی از کار و شغل خودش طرفداری میکرد. پسرخالم که کارشو تازه راه انداخته بود، کارت ویزیتاشو آورده بود و بین همه پخش میکرد. کارت ویزیت قشنگی بود. وقتی جو آروم شد و هر کسی رفت سراغ کار خودش، رفتم پیش پسرخالم و شروع کردم به صحبت. بهش گفتم چقدر کارت ویزیتت قشنگه یکم از کار جدیدت بهم بگو. اونم شروع کرد به تعریف کردن و بینش حرفاش خیلی از یه سایت گرافیکی تعریف میکرد که
متن آهنگ ادعا از شهاب مظفرینباید بزاری عذابت بده یه مشت خاطره از یه بی معرفتیکی که حضورت براش بس نبود، تو قلبت یه احساسو بی خونه کردنباید بزاری بگیره دلت تو روزای برفی این شهر سرددلش سنگ بود ندید حالتو چه راحت دلشو از این خونه کند ادامه مطلب.
نمیدونم برای شما هم اتفاق افتاده یا نه ولی برای من چندین بار تابحال اتفاق افتاده که یه لباس نو خرید کردم یا هدیه گرفتم و بعد از چندبار پوشیدن، اون لباس یا پاره شده، یا سوراخ شده یا تار و پودش از هم گسسته شده اونم خود به خود. بدترین نوعش این بود که عموم اینا داشتن از مکه میومدن و من رفتم یه شلوار کتون مشکی نو خریدم که واسه مهمونی بپوشم. روز موعود فرارسید و من شلوار رو پوشیدم و کلی هم به خودم رسیدم. قبل رفتن خم شرم که یه چیزی رو بردارم، یه صدایی
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Becky ثروت David پرسش مهر98 مديريت ارتباط با مشتريان سايت روانشناسي روان زيبا Angela سيستمهاي اتوماسيون صنعتي اديوس اصل Chad